چرا دانش بنیان ؟چرا اشتغال آفرین ؟
چرا دانش بنیان ؟چرا اشتغال آفرین ؟
اینکه عامل بی ثباتی اقتصاد از ناحیه تقاضا است یا عرضه، مبنایی است برای تصمیم گیری بر پایه این واقعیت که در دوره ها مختلف و در شرایط متفاوت، عرضه و تقاضا هر دو می توانند عامل بی ثباتی باشند.

به گزارش آرمانشهر در اقتصاد گاهی مازاد تقاضا و گاهی مازاد عرضه مشکل ساز می شود و برای ثبات بازار باید چاره اندیشی شود. سلیقه و علاقه مصرف کنندگان به تولیدات داخل یا خارج و توزیع سنی و مکانی جمعیت و درآمد و همچنین شرایط جوی و برخورداری از منابع طبیعی، تکنولوژی، دانش، سرمایه و بازارهای مختلف کالا، خدمات، ارز، پول، نیروی کار، شرایط و مقررات حاکم بر صادرات و واردات، اقتصاد را با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه تحت تاثیر قرار می دهد و شرایط سیاسی و جهت گیری های کلی دولت به معنی عام تولید و اشتغال را در مسیر صحیح یا برعکس قرار می دهد. آنچه آگاهی ما را برای تصمیم گیری در مورد تولید و مصرف و مبادلات بین المللی برای بهره گیری از فرصت های بیشتر و بهتر، افزایش می هد و توجه جمعی به منافع ملی را متاثر می سازد، عناصری است که از فرهنگ و دانش ما نشات می گیرد. خاستگاه و حرکت های اجتماعی، فضیلت هایی مانند ساعی بودن، صرفه جویی، امانت داری، پرهیز از ولخرجی های خصوصی و عمومی، سختکوشی، تعهدات اقتصادی که با دیدگاه انسان دوستانه، پیوند دارد، بستر و انگیزه های لازم برای خروج از یک اقتصاد ساکن به سمت یک اقتصاد اشتغال آفرین را فراهم می کند.

انگیزه اشتغال آفرین فارغ از اینکه کسب سود، شگفتی در آفرینش یا غلبه بر فلاکت باشد، جامعه را به سمت نبوغ در مدیریت، قابلیت تشخیص جزئیات، قاطعیت، صرفه جویی و کسب مزیت های رقابتی هدایت می کند.

چرا تولید دانش بنیان؟تولید کالا های دانش بنیان آخرین پله از نردبان رشد و پیشرف است. جوامع مختلف با توجه به منابعی که در اختیار دارند، در مرحله اول اقدام به مبادله منابع بصورت خام می نمایند و با رشد و کسب مهارت در مرحله بعد تلفیقی از مهارت و منابع را مبادله می کنند و در شرایط بهتر و به کمک تلاش در جهت کسب دانش و مهارت، سعی می شود سهم مهارت و دانش در محصولات قابل مبادله بیشتر و بیشتر شود. به این صورت که کشورها در ابتدا اقدام به تولید و صادرات کالاهای وابسته به منابع طبیعی مانند سنگ و معادن می نمایند.

در مرحله بعد، تولید و صادرات کالاها، وابسته به نیروی کار نیمه ماهر مانند محصولات نساجی خواهد بود. بعد از آن و با افزایش مهارت و دانش نیروی کار، کالاهای وابسته به نیروی کار ماهر مانند صنایع الکترونیک موجب برتری می شود.

تولید و صادرات محصولات سرمایه بر، مانند ماشین آلات درمرحله ای قرار دارد که نیازمند دانش بالا و آگاهی از فرایندهای پیچیده است و در نهایت، اوج قله تولید و صادرات، در توانایی عرضه کالاها و خدمات دانش بنیان، مانند رایانه و تجهیزات کنترل می باشد.

در این مرحله آنچه صادر می شود در واقع لایه هایی از دانش است که به خدمت یا کالا ارزش فراروانی می دهد و پیچیدگی تولید، امکان تقلید و ورود به بازار انحصاری را برای دیگران مشکل و گاهی ناممکن می سازد. برخی از کشورهایی مانند آلمان و ژاپن در این مسیر را موفقیت های زیادی بدست آوردند. فعالیت بر مبنای تحقیق و توسعه پله انتهایی نردبان رشد و توسعه است.

در این مرحله جامعه از نتایج تحقیق و توسعه بهره مند می شود و رفاه عمومی از طریق جایگزینی فنآوری و نوآوری بجای افزایش مداوم قیمت ها، افزایش می یابد. پله اول و دوم رشد بر میزان منابع طبیعی موجود در کشورها استوار است.

در واقع مزیت طبیعی یا تاریخی کشورهاست که تفاوت در بهره وری را بوجود می آورد و مزیتی قابل ملاحظه برای اقتصاد محسوب می شود.برای کشور ما وجود منابع عظیم طبیعی مانند ذخایر نفت، گاز و معادن و سایر شرایط مانند زمین و اقلیم مناسب در برخی از استان ها برای کشاورزی، پایه های محکمی برای عبور از پله های ابتدایی و دستیابی به امتیاز انحصار فن آورانه محسوب می شود. قدرت انحصاری ناشی از فنآوری، به دلیل توانایی قیمت گذاری سود بیشتری را در اختیار اقتصاد قرار می دهد. اقتصاد دانش بنیان، می تواند کشور ما را که دارای ذخایر عظیم نفت و گاز است، صاحب امتیاز انحصاری تولید در بسیاری از لیسانس ها، برندها یا محصولات فنی و مهندسی نماید.

تولید دانش بنیان، بهره وری و رفاه اجتماعی را افزایش می دهد. تولید دانش بنیان در بخش کشاورزی نمونه موفقی از استفاده مطلوب از آب، خاک و سایر نهاده های کشاورزی است که با استفاده از داده های ثابت، میزان محصولی چند برابر تولید سنتی بدست می دهد. چرا تولید اشتغال آفرین؟فرایندهای تولید تابعی از عوامل گوناگون است و نهاده های متنوعی برای تولید محصولات و خدمات مورد نیاز است.

این نهاده ها، برای سهولت به دو نهاده سرمایه و نیروی کار تقسیم می شوند. برای مثال برای تولید محصول کشاورزی به نیروی انسانی و سرمایه که شامل تجهیزات، زمین، بذر، کود و … می باشد، نیاز است. نهاده های سرمایه و کار می توانند در بسیاری از فرایندهای تولید، جایگزین هم شوند. برای مثال برای حفر یک کانال می توان بجای استفاده از نیروی انسانی، از سرمایه (بیل مکانیکی) بیشتر استفاده کرد. یعنی بیل مکانیکی و نیروی کار در اینجا جایگزین هم می شوند. در تولیدات یک جامعه می توان از نیروی کار بیشتر یا سرمایه بیشتر استفاده کرد.

بنابراین سهم سرمایه و نیروی کار در تولید می تواند، تغییر کند. در بررسی وضعیت نیروی کار در بخش کشاورزی، در تولید محصولات کشاورزی به روش سنتی نسبت به تولید با روش مدرن، سهم نیروی کار از سهم سرمایه بیشتر است. بنابراین تغییر فرآیند تولید محصولات کشاورزی از سنتی به مدرن، باعث کاهش سهم نیروی کار در تولید می شود. این فرآیند برای کشورهایی که نیروی کار کافی در اختیار ندارند، فرآین مطلوبی است.

در کشورهای با جمعیت کم، نیروی کار کافی، وجود ندارد بنابراین راهبرد اصلی برای تولید در این کشورها، راهبرد سرمایه بر است و با استفاده از تکنولوژی، سرمایه، جانشین نیروی کار می شود و این یک ضرورت ناشی از کمبود نیروی کار است.

در کشورهایی که با کمبود نیروی کار مواجهند، برنامه ریزی ها، بصورت طبیعی به سمت افزایش سهم سرمایه در تولید یا سرمایه بر نمودن فرایند تولید، پیش می رود.

از طرف دیگر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، نیروی انسانی فراوانی وجود دارد. منطقی است در این کشورها که نیروی انسانی به حد کافی در اختیار هست، فرایندهایی که سهم نیروی کار در تولید بیشتر است یا به عبارتی فرآیندهای کاربر، انتخاب گردد.

از آنجایی که بخش زیادی از درآمد خانواده ها از طریق اشتغال بدست می آید و درآمدهای ناشی از اجاره، سود و غیره نیز به تولید که تابعی از اشتغال است، بستگی دارد، بنابراین اشتغال بیشتر، در مرحله اول منجر به کاهش فقر و در مرحله نهایی به افزایش درآمد و رفاه عمومی که خواست عمومی کشورهاست، منتهی می شود. اشتغال آفرینان با تغییراتی که در اقتصاد از طریق تولیدات جدید، فرآیندهای جدید، بازارهای جدید، منابع جدید و تجدید ساختارها، بوجود می آورند، به کاهش فقر، تامین حداقل غذا، مسکن، بهداشت و آموزش کمک می کنند و با توسعه اشتغال آفرینی، نشاط اجتماعی و امکانات اقتصادی را گسترش می دهند.

در بازار رقابتی یا بازاری که تعداد تولید کنندگان و مصرف کنندگان بیشماری دارد، سود صفر هست و پس اندازی وجود ندارد. همچنین در شرایط بازار انحصاری که تهدیدی برای سود صاحبان سرمایه وجود ندارد تمایل به تغییر از سوی صاحبان سرمایه وجود ندارد و موانع زیادی بیش پای اشتغال آفرینی برای جلوگیری از تغییر قرار می دهند.

این اشتغال آفرینان هستند که با صرف هزینه بالا و با انگیزه های سودآوری، موفقیت و انسان دوستی فرآیندها و محصولات و بازارهای جدید را معرفی می کنند و از طریق بهره وری بیشتر سایه سنگین افزایش قیمت بر رفاه جامعه را دور می کنند.

اشتغال آفرینان با بهره وری بیشتر و راه های جدید قیمت ها را کاهش می دهند.

یکی از راه های ثبات قیمت و رهایی از تورم اشتغال آفرینی دانش بنیان است.اشتغال آفرینان برای تبلور اراده خود در فضای کسب و کار و تحقق رویای موفقیت، شرایط حاکم بر بازارهای اقتصادی را می سنجند و با توجه به آزادی و سهولت کار در کشورهای مختلف، بهترین مکان را برای تبدیل نوآوری به محصول، انتخاب می کنند. کشورهای مختلف با توجه به منابع طبیعی که در اختیار دارند، بازارها و فضای کسب و کار، درجات مختلفی از توانایی آشکار سازی نبوغ اشتغال آفرینان را دارند.

کشور ما مزیت های فراوانی برای اشتغال آفرینان در اختیار دارد و بصورت طبیعی موانعی نیز وجود دارد که مهمترین آن موقعیت هایی است که از طریق آن دلالی و واسطه گری بر تولید مقدم می شود و سودهای فراوانی، نصیب دلال ها می کند که هیچ انگیزه و منطقی برای صرف نظر کردن از آن وجود ندارد. از دیگر موانعی که سد راه اشتغال آفرینان است، برندسازی های رانتی است که غلبه بر آنها به راحتی امکان پذیر نیست.

اگرچه اشتغال آفرینان ریسک پذیر هستند ولی تغییر مداوم قوانین و مقررات و افزایش مداوم قیمتها، فضا را بیش از حد قابل قبولی نا مطمئن می سازد و اراده و انگیزه اشتغال آفرینی را غیر منطقی می سازد. در حال حاضر در فضای اقتصادی کشور، پیش بینی نرخ ارز و قیمت حامل های انرژی و قوانین و مقرراتی که وضعیت این دو را مشخص می کند، بسیار دشورا است. به کرات مشاهده شده است که دولت در مورد ثبات قیمت ارز یا حامل های انرژی وعده داده است ولی به فاصله زمانی بسیار کوتاهی قیمت آنها را تغییر داده است.

اشتغال آفرینان برای متجلی نمودن نبوغ خود، انگیزهایی مانند شگفتی سازی در طبیعت، کسب سود و انسان دوستی را دنبال می کنند.

رفتارهایی که کارآفرینان را نسبت به شاخص های رشد بی انگیزه می کند و یا مسیر آنان را در توسعه و خلق موضوعات جدید غیر منطقی می سازد، جامعه را با آسیب های جدی مانند بی کاری و فقر روبرو می نماید و ضروری است مورد توجه قرار گرفته و اصلاح شود. فساد در سیستم ادرای و چندگانگی در تفسیر قوانین و مقررات به نفع یکی و به ضرر دیگری و دشواری صدور مجوز و رهاسازی شایسته سالاری در مناصب دولتی و تبعیض در امکانات عمومی، انگیزه های اشتغال آفرینی را از بین می برد. این در حالی است که سرعت انتقال فنآوری، مدت زمان برخورداری اشتغال آفرینان از سود انحصاری نوآوری هایشان را به شدت کاهش می دهد.

  • نویسنده : امین عربی
  • منبع خبر : آرمانشهر فارس